Tuesday, June 4, 2013

"سید علی حاشیه" به رئیس جمهور آینده توصیه کرد حاشیه سازی نکند

خامنه ای که خودش آخر حاشیه است امروز در جریان سخنرانی اش به رئیس جمهور آینده توصیه کرد حاشیه سازی نکند ( توفان خنده ها ) جالب اینکه هیچ رئیس جمهوری در ایران تاکنون نتوانسته است بدون حاشیه سازی های رهبر به کارش بپردازد . مثلاً حتا یک وزیر خود را جابجا کند . مجلس هم جرأت تصویب یک قانون پدر و  مادردار را ندارد چون رهبر ممکن است حکم حکومتی بدهد و اصطلاحاً آجر را از زیر بکشد. کسی پیدا شود و به "سید علی حاشیه" بگوید: خودت خری

Tuesday, May 28, 2013

سعید جلیلی اگر به رأی مردم باور دارد بهتر است قبل از هر کاری از مصباح یزدی اعلام برائت کند زیرا ...

 سعید جلیلی کاندیدای مورد حمایت کسی است که بارها اعلام کرده که مردم حقی برای انتخاب ندارند !  بناربراین عقل معیشت ( به فرض وجود ) حکم می کند که ایشان قبل از گدایی رأی مردم، از حامی پر و پا قرص خودش اعلام برائت کند تا مردم باور کنند که حداقل شخص او اعتقاد به امر انتخابات دارد

Monday, May 13, 2013

به جای تأکید بر اینکه چه کسانی در انتخابات هستند بهتر است یادمان باشد که جای چه کسانی خالی است

یک بار دیگر جمهوری اسلامی در حال تحمل درد زایمان است ! درد زایمان از این جهت که مجبور است برای خالی نبودن عریضه بزاید اما این زایمان برایش بسیار دردآور است. نمایش دموکراسی حتا در کاریکاتور گونه ترین شکل آن هم برای جمهوری اسلامی همواره خالی از چالش نبوده است بخصوص این بار که دعوای اصلی نه میان مردم و حاکمیت که میان سگان و شغالان خود نظام است. مطمئن هستم که در زمان یک ماه باقیمانده به انتخابات شاهد تحولات عجیب و غریب و گاه شگفتی آوری خواهیم بود که می توانند در سرنوشت و حتا حیات جمهوری اسلامی اثر گذار باشند . نکته من این است که در کنار همه این تحولات و نظاره دعوای میان کاندیداها و طرفدارنشان و توجه به اینکه چه کسانی حضور دارند و چه می کنند بهتر است یادمان باشد که چه کسانی جایشان در این انتخابات خالی است . از بردن نام همه آنها خودداری می کنم چرا که نمی خواهم حقی از کسی ضایع شود اما بهتر است هرگز یادمان نرود که چه عزیزانی را در جریان حوادث بعد از انتخابات 88 از دست دادیم

Tuesday, April 23, 2013

چرا می گویید القاعده در ایران نیست وقتی تمام حواس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی به اقتصاد و سیاست است ؟

خبر مربوط به کشف یک شبکه تروریستی در کانادا را که قصد داشتند در سیستم راه آهن آن کشور خرابکاری کنند و به نقل از پلیس ( پلیس مستقل از دولت و سیاست ) و بر اساس تحقیقات بعمل آمده توسط واحد یا واحدهای القاعده از داخل ایران حمایت می شدند، حتمن شنیده اید . مطابق معمول واکنش وزیر امور خارجه و سخنگوی آن وزارتخانه و احتمالاً بیشمار کسانی که خود را در ایران متولی پاسخگویی به این نوع اخبار می دانند، چیزی جز انکار و تکذیب نیست. اگر چه شخصن امیدوارم چنین اخباری صحت نداشته باشد و ایران ما با وجود همه مشکلاتی که دارد، حداقل از این بلا در امان باشد، اما تعجب می کنم که چرا آقایان تا این اندازه سریع و بدون مطالعه و تحقیقات حرف می زنند. اولاً اینکه ایران کشور پهناوری است و این امکان که چند نفر از عناصر القاعده از انواع و اقسام مرزهای زمینی و دریایی ( عراق، افغانستان، پاکستان، و ... ) به داخل خاک ایران نفوذ کرده و از آنجا به سازماندهی چنین عملیاتی پرداخته باشند ، صفر نیست. به هر حال نیاز به تحقیق دارد و طبیعتاً مسئولیتی هم متوجه دولت نمی کند اما از آنجایی که دولت جمهوری اسلامی همیشه واکنشی و سریع عمل می کند و مثلاً هنوز طرف را نگرفته اند ادعا می کنند که طرف جاسوس سیا و ام آی 6 انگلیس و موساد است، این قبیل واکنش های غیر حرفه ای، تنها و تنها از میزان ساده اندیشی و بی تجربگی مسئولین نظام خبر می دهد. دوم اینکه در کشوری که تمامی امکانات نرم افزاری و سخت افزاری نهادی نظامی و انتظامی و امنیتی تنها و تنها متوجه مسائل اقتصادی و سیاسی است مگر می توان انتظاری غیر از داشت. نگاهی به اظهار نظرهای این مقامات، خود بهتر از هر چیز دیگر گویای این واقعیت تلخ است: هنوز احمدی نژاد حرف نزده، فیروزآبادی واکنش نشان می دهد یا فرمانده نیروی انتظامی دائماً در خصوص انتخابات اظهار نظر می کند و فرماندهان سپاه اگر از فعالیت های اقتصادی فارغ شوند در سیاست دخالت می کنند! معلوم است در سیستمی با این همه بلبشویی، خیلی عجیب نیست اگر در گوشه ای، القاعده نیز بقول مثل قدیمی ماستش را بخورد

Monday, April 22, 2013

در انتخابات واقعی شرکت می کنیم اما خودمان را هرگز در خیمه شب بازی خامنه ای مسخره نمی کنیم

کسی با انتخابات واقعی مشکل ندارد. همه حاضرند در چنین انتخاباتی شرکت کنند. انتخاباتی که بمعنای واقعی کلمه انتخابات باشد و رأی مردم در سرنوشت شان تأثیر داشته باشد. انتخاباتی که منتخب مردم بتواند نماینده واقعی مردم باشد و در عرصه سیاست مملکت قدرت نمایی کند. انتخاباتی که در تمام مراحل ثبت نام، تبلیغات انتخاباتی، رأی گیری و شمارش آراء و اعلام نتایج، آزاد باشد. همه بتوانند در آن شرکت کنند و ترسی از اینکه توسط مشتی آخوند و مزدور غیر پاسخگو رد صلاحیت شوند نداشته باشند. مسلمان و غیر مسلمان، چپ و راست،زن و مرد،موافق و مخالف نظام و کلاً همه جریانهای مختلف فکری و سیاسی باید بتوانند خود را آزادانه در معرض انتخاب مردم قرار دهند و جایگاه استحقاقی خود را بیابند. اگر پیروز شدند که نمایندگان واقعی مردمند و نیابتاً از طرف همین مردم که صاحبان اصلی مملکتند می توانند برای مدت معدودی و بر اساس برنامه های از قبل ارائه شده به خدمت بپردازند و اگر شکست خوردند، شکست خوردگانی نجیب و واقع بین باشند و تلاش کنند که در دور بعد دوباره خود را به انتخاب مردم بگذارند. این، تعریفی جامع و استاندارد از انتخابات است. من در چنین انتخاباتی حتمن شرکت خواهم کرد ولی تا زمانی که چنین رویدادی اتفاق نیفتد هرگز و هرگز خود را مسخره دست حاکمیت نخواهم کرد و عروسک خیمه شب بازی جمهوری اسلامی نخواهم شد. من می خواهم کسی که بعنوان رئیس جمهور ایران سکاندار این کشتی خواهد شد، اختیار تام داشته باشد: از فرماندهی کل قوا گرفته تا تمامی امور مربوط به سیاست داخلی و خارجی، اقتصادی، فرهنگی و غیره و غیره در محدوده اختیاراتش باشد و بتواند رءی و نظر مردم را که صاحبان اصلی مملکت هستند به منصه ظهور و اجرا برساند.  به همین سادگی

Friday, April 19, 2013

چرا آمریکا ماندنی است و چرا جمهوری اسلامی محکوم به فناست .

تاکنون موارد زیادی پیش آمده که مسئولان جمهوری اسلامی ادعای بی سند و مدرکی را ارائه داده اند. همین اخیراً نقدی ادعا کرد که ما آمریکا را روی پل برده ایم و همین روزهاست که آن را ضربه کنیم. این ادعا که صد البته در جای خود "مرغ پخته" را در قابلمه به خنده وا می دارد نشاندهنده عمق جهالت و نادانی این قبیل مسئولان نا مسئول است. اگر قرار باشد از میان جمهوری اسلامی و سیستم حاکمیت آمریکا یکیشان از بین برود، حتمن جمهوری اسلامی اول خواهد بود. برای این ادعا می توان هزاران دلیل ارائه کرد اما من در این نوشتار قصد دارم تنها به یک مورد اشاره کنم : وقایع چند روز اخیر آمریکا، متعاقب بمبگذاری در مسابقه ماراتون بوستون نشانگر خوبی برای این ادعاست. در طول چند روز اخیر تمامی رسانه ها ( همان که رکن چهارم دموکراسی می نامندشان ) و به طریق اولیف مردم، در جریان جزء به جزء وقایع بوده و هستند. از قربانیان حادثه و خانواده های آنان و دوستان آنان و تمامی کسانی که به نحوی درگیر این ماجرا بوده اند تا مقامات سیاسی و انتظامی همه و همه برای مردم شناخته شده هستند. چیزی مخفی نیست چرا که تا جایی که به امنیت عمومی و به روند تحقیقات لطمه نزند ارزش مخفی نگه داشته شدن ندارد. نگاهی به چند حادثه اخیر در مورد"دانشمندان" هسته ای و بمبگذاری های پی در پی در تهران نشان می دهد که جمهوری اسلامی طاقت و ظرفیت شفافیت ندارد. هیچ چیز برای مردم شفاف نبوده و نیست. معلوم نیست چگونه متهمان دستگیر شدند، محاکمه شدند و حتا به پای چوبه دار رفتند. امثال نقدی و مصلحی یا بسیار کووته فکر و کوچک مغز و احمق هستند یا بسیار کلاش و حقه باز که در هر دو حالت تکلیف حاکمیتی که متکی به چنین افرادی باشد روشن است. در جایی که تمامی رسانه های تصویری و رادیویی و اینترنتی در آمریکا در حال پخش جزء به جزء تحولات این ساعت ها هستند و تمامی مردم دنیا در جریان وقایع، هنوز جمهوری اسلامی نمی تواند برای یک بار هم که شده ثابت کند که مثلاً یک نفر، جاسوس است، خرابکار است، تروریست است یا حتا دزد و سرگردنه بگیر! اینجاست که می توان به صراحت اعلام کرد که : آمریکا و سیستم حاکمیتی آمریکا حتمن ماندنی است و حاکمیت کثیف جمهوری اسلامی حتمن رفتنی  است. دیر و زود دارد، اما مطمئناً سوخت و سوز ندارد

Tuesday, April 16, 2013

یا زلزله کار خدا نیست، یا ما مسلمان و بنده خدا نیستیم و یا اصلاً خدایی وجود ندارد !

زلزله پشت زلزله! این را هم بگذارید بر روی تمام بدبختی هایی که مردم کشور ما این سالها تجربه کرده اند و هنوز هم هستند کسانی که زلزله را به خدا نسبت می دهند و توصیه های احمقانه می کنند واز مردم می خواهند بندگان بهتری (!) برای خدا باشند تا اینقدر دچار حادثه و عذاب نشوند . مردم بیچاره ای که یک روز زندگی شان با تمام بدبختی های مردم کشورهای غیر مسلمان قابل  مقایسه نیست ! شخصاً  بر این باورم که در این میان یکی از سه حالت زیر وجود دارد : یا در مسلمانی ما شک است و خدشه بر آن وارد است یا زلزله به خدا ربطی ندارد و عذاب الهی محسوب نمی شود و یا اساساً اینکه خدایی وجود ندارد که ما همه چیز را از  چشم او ببینیم و برای فرار از واقعیت های تلخ زندگی مان به او پناه ببریم. به همین سادگی

Monday, April 15, 2013

محمد رضا خاتمی: اگه داداشم نیاد، حاکمیت دیکتاتوره !

در خبرها از قول محمد رضا خاتمی آمده است که اگر خاتمی برای انتخابات رد صلاحیت شود نشاندهنده این است که حاکمیت دیکتاتوری را انتخاب کرده است. آنچه در عنوان این نوشتار آمد، شاد برداشت واقع بینانه تری باشد از نگاه و برداشت صنفی و گروهی اصلاح طلبان حکومتی. ظاهراً آقای محمد رضا خاتمی تا کنون و با وجود این همه مظالمی که شده است هنوز به این نتیجه نرسیده که جمهوری اسلامی سالهاست در مسیر دیکتاتوری گام برمی دارد و مثلاً با تأیید صلاحیت اخوی شان به این نتیجه می رسد که جمهوری اسلامی ( یا همان حاکمیت ) در مسیر دموکراسی قرار دارد . امیدوارم یکی پیدا بشه این جناب خاتمی رو از خواب خوش خرگوشی بیدار کنه

Thursday, April 4, 2013

ایکاش دروغ استخوان داشت ! ( علی اکبر صالحی و داستان برداشتن تحریم ها )

تیتر این نوشتار را از یک ضرب المثل قدیمی بعاریت گرفتم چون هیچ عبارتی به این گویایی نمی توانست بیانگر منظور نوشته ام باشد : اشاره ام به ادعای عجیب علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی است که روز بعد از مذاکرات ماه قبل در آلماتی قزاقستان ادعا کرد که همه چیز تمام شده و از همین فردا ( نقل به مضمون ) کشورهای غربی تحریم هایشان را بر می دارند و ماجرای هسته ای تمام شده و است و غیره و ذالک ! داشتم فکر می کردم چه چیزی به ایشان بگویم که هم یادآور آن ادعای توخالی شان باشد ( دقت کنید ، صالحی وزیر امور خارجه یک کشور است و قاعدتاً حرفی که می زند مورد توجه قرار می گیرد و به همین دلیل هم باید اولاً از قبل به آن فکر کند و ثانیاً از شکم مبارکش هم حرف نزند ) ! حال که در آستانه مذاکرات دور دوم قزاقستان هستیم و شکست حتمی مذاکرات از قبل آشکار است و مدیر کل آژانس انرژی اتمی هم در مورد فعالیت اتمی جمهوری اسلامی اظهار بدبینی کرده است باید یکی باشد که از ایشان بپرسد : چی شد پس داستان برداشتن تحریم ها جناب باصطلاح وزیر امور خارجه !؟ و در نهایت اینکه باید گفت : ایکاش دروغ استخوان داشت علی اکبر خان صالحی

Wednesday, March 27, 2013

روح بلند رهبر معظم انقلاب اسلامی به ملکوت اعلا پیوست: خبر که سالهاست میلیونها ایرانی منتظر شنیدن آنند

شاید خود خامنه ای و مزدورانش بهتر از هر کسی می دانند که میلیونها ایرانی در سرتاسر دنیا هر روز صبح به امید دیدن و شنیدن این خبر است که رادیو و تلویزیون شان را روشن می کنند، کامپیوترشان را استارت می زنند و یا به سراغ تلفن همراهشان می روند. خواستم به "ولی امر مسلمین" یادآوری کنم که میزان محبوبیت ایشان تا چه اندازه است

Wednesday, March 20, 2013

بهار ایرانی بر همگان خجسته باد

احساس عجیبی به من میگه امسال شاهد بهار ایرانی واقعی خواهیم بود . امیدوارم این بهار همونی باشه که مردم رنجدیده کشور ما مستحق و منتظرش هستن. زنده باد آزادی و پاینده باد ایران

Monday, March 18, 2013

باراک جان، برادر! آب در هاون نکوب، کسی که با ماشین از روی مردم خود رد می شود و خم به ابرو نمی آورد، نهال دشمنی را هرگز بر نمی کند

پیام نوروزی زیبا و دلنشین باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را دیدید و شنیدید . اگر چه مخاطب ابن پیام، بیشتر دولت و نه ملت ایران بود اما واقعیت آن است که همین الآن حاکمان جمهوری اسلامی - که زنده به دشمنی و عداوت با جهانیان هستند - در فکر ( باصطلاح خودشان ) پاسخی دندان شکن به این پیام نوروزی هستند تا مگر بتوانند آن را مانند همه واقعیت های دیگر امروز جهان وارونه جلوه نمایند . بنابراین باید با اوباما گفت:  باراک جان، برادر! آب در هاون نکوب، کسی که با ماشین از روی مردم خود رد می شود و خم به ابرو نمی آورد، نهال دشمنی را هرگز بر نمی کند که اگر اینکاره بود وضع کشور و مردم ما بهتر از اینی بود که هست. اینان بیش از آنکه به فکر ایران و ایرانی باشند به فکر لبنان و سوریه و ونزوئلا و ... هستند و دم عیسوی شما هم در آهن سرد اینان اثری ندارد چرا که گفته اند: نرود میخ آهنی فرو در سنگ

از بی خاصیتی اصلاح طلبان حکومتی همین بس که بعد از 16 سال هنوز نتوانسته اند کسی را جایگزین خاتمی کنند. به این می گویند قحط الرجال!

در خبرها آمده است که تعداد زیادی از اصلاح طلبان حکومتی جمهوری اسلامی دوباره دست به دامان محمد خاتمی شده اند تا دوباره بیاید و خودش را برای دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا کند. خاتمی کسی است که به شهادت سخنان خودش تنها یک تدارکاتچی بود و هرگز نتوانست از پشتیبانی رأی میلیونها ایرانی به نفع پیشبرد جمهوریت و دموکراسی استفاده کند و همیشه منافع مردم را در پای منافع و مطامع ولی فقیه به قربانگاه برد. از این ها گذشته، اصلاح طلبان با این کار نشان دادند که اندیشه پویایی ندارند و در طول این همه سال هنوز نتوانسته اند کسی را همپا و هم ارز محمد خاتمی تولید و به عالم سیاست معرفی کنند . به این پدیده در اصطلاح سیاسی می گویند سترونی ( عقیمی ) سیاسی . اگر غیر از این بود باید تاکنون باید حداقل می توانستند فرد دیگری را داشته باشند تا مجبور به بازگشت به 16 سال قبل نشوند

Wednesday, March 13, 2013

براستی پاپ فرانسیس کجا و سید علی خامنه ای ولی امر سه راه آذربایجان کجا ؟

لحظاتی پیش با برخاستن دود سفید از فراز نمازخانه سیستین در واتیکان، پاپ جدید انتخاب شد. انتخاب پاپ که وظیفه رهبری ، معنوی یک میلیارد و دویست میلیون مسیحی کاتولیک و بلکه سایر شعب و فرق مسیحی را بعهده دارد همواره یکی از خبرسازترین اتفاقات در جهان بوده و هست . تمام دنیا چشم به آن پنجره کوچک می دوزد تا ببیند پاپ جدید کیست ! این مقدمه را داشته باشید تا مقایسه ای انجام دهیم مابین این تحول و آنچه در مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی در سال 68 در ایران اتفاق افتاد. کسی که طرفداران و جیره خورانش او را رهبر و ولی امر مسلمین جهان می دانند و خودش نیز این ادعای موهوم را باور کرده است، طی یک خیمه شب بازی عجیب و غریب سیاسی توسط هاشمی رفسنجانی که این روزها مثل سگ از این انتخابش پشیمان است، انجام شد. اگر کسانی یا رسانه هایی هم در آن زمان مشتاق بودند تا بدانند که جانشین خمینی کیست به این خاطر بود که ببینند آیا امکان دارد ایران، کشوری که ده سال از انقلابش گذشته بود و جنگی خانمانسوز را به همراه کشتار هزاران هزار نفر از فرزندان این آب و خاک تجربه کرده بود چگونه قرار است در مسیر ثبات و تعادل قرار گیرد و هیچ کسی در فکر این بود که مثلاً مسلمانان جهان از یتیمی درآمده اند و اینک کسی پیدا شده که "ولی امرشان" باشد. شرم آور است وقتی می بینم خامنه ای و مزدورانش او را هم ارز و هم سنگ کسی قرار می دهند که به شهادت تصاویر پخش شده، بعنوان یک رهبر واقعی مذهبی ( با احترام به عقاید همه انسانها ) در میان چه شور و شوقی انتخاب و معرفی می شود. براستی پاپ فرانسیس کجا و سید علی خامنه ای ولی امر سه راه آذربایجان کجا ؟

احمدی نژاد که اینجوری از مشایی تعریف می کنه مطمئنه خودش همجنسگرا نیست ؟

سابقه طرز برخورد جمهوری اسلامی و بویژه شخص احمدی نژاد را با همجنسگرایی و همجنسگرایان، می دانیم و نیازی به واکاوی و یادآوری نیست . تنها پرسشی که می ماند این است که این همه تعاریفی که احمدی نژاد از مشایی می کند جداً انسان را به شک می اندازد که این ارتباط یک ارتباط صرفاً انسانی یا از نوع مریدی و مرادی و یا ... است . همین

Tuesday, March 5, 2013

انشاءالله دست راست مردم ونزوئلا زیر سر مردم ایران !

برادر عرزشی هوگو چاوز در سن 58 سالگی به لقاءالله پیوست . امیدوارم در بهشت خیلی منتظر بعضی ها نماند

Wednesday, February 27, 2013

نرخ جدید خوراکی ها در ایران! دلخوش نباشید به این مقدار ... اتوبوس ها را هم مجانی می کنیم، شما را هم آدم می کنیم!

نرخ جدید خوراکیها در ایران
--------------------------- 
یک دانه گردو
300 تومان
------------------------------------- 
یک قاشق عسل
350 تومان
----------------------------------- 
یک قاشق مربا
250 تومان
------------------------------------ 
یک تکه از پیتزای کوچک
1100 تومان
------------------------------------
یک عدد پسته
60 تومان
------------------------------------ 
گوشت چرخ کرده برای یک همبرگر
2000 تومان
-------------------------------------
یک عدد فندق
40 تومان
-----------------------------------
یک لقمه نان کره و پنیر
 
120 تومان
--------------------------------------
یک لیوان شیر
400 تومان
---------------------------------------
یک پرس دیزی در قهوه خانه
7000 تومان
--------------------------------------- 
یک کف دست نان سنگک
60 تومان
----------------------------------------- 
یک قاشق روغن زیتون
300 تومان
------------------------------------

Tuesday, February 26, 2013

راستی یه سؤال: اگه طرف هر شب مخفیانه غذا می برده در خونه فقیر فقرا، پس چرا همه ازش خبر دارن ؟

متن زیر را جایی دیدم که عیناً نقل قول می کنم: 
روایتی است که روزی "ابوشکّاک" خدمت امام میرسد و می پرسد: یابن رسول چطور است که می گویند شما «مخفیانه» درِ خانه فقرا غذا می گذارید ولی همه داستانش را می دانند؟
نقل است که آن سوال، آخرین صدایی بود که از آن ملعون شنیده شد
برای خودم هم این سؤال پیش آمد ! نظر شما چیست ؟

Monday, February 25, 2013

توصیه ای به محسن رضایی! لطفاً پیش از اعلام رسمی کاندیدتوری، تکلیف مدارک تحصیلی تان را با ذکر همه جزئیات روشن کنید

ظاهراً، محسن رضایی که پس از کودتای انتخاباتی سال 88 و بدلیل مواضع و اظهار نظرهایی که کرد به محسن ... ناموس معروف شده است، در جایی اعلام کرده که قصد دارد برای انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نامزد شود. با اینکه این جناب محسن رضایی چقدر خوش خیال است یا چقدر مردم ایران را هالو فرض کرده است یا اینکه از جایی دستور گرفته است که دوباره نقش "بز گر" را در هیاهوی انتخابات بازی کند کاری ندارم، فقط از ایشان یک درخواست کوچک و ساده دارم : جناب آقای "دکتر" رضایی، مرحمت بفرمایید جهت رضای دل مردم ( که می دانم خیلی برایتان مهم است ! )  و تا قبل ازجدی شدن بازی، تکلیف مدارک تحصیلی تان شامل دیپلم و لیسانس، فوق لیسانس و دکترا را با ذکرتمامی جزئیات از جمله محل تحصیل، رشته تحصیلی، سال ورود و سال فارغ التحصیلی، اساتید راهنما، پروژه ، تز یا رساله ای که انجام داده اید و حتی الامکان معرفی چند نفر شاهد معتبر ( نه از جنس دم خودتان ) برای کلیه ادعاهایتان ، را روشن بفرمایید. آخر می دانید ؟ از آنجایی که بازار مکاره جعل و خرید مدرک این روزها بسیار داغ است و از آنجایی که شما فرد بسیار ناموس پرستی هستید نمی خواهم خدای ناکرده بعداً در مقابل این اتهام قرار گیرید که مدرکتان قلابی است. حیف است شما که مظهر ناموس هستید کارتان به این حقه بازی ها بکشد. همین