Thursday, July 7, 2011

چرا یک گروه سیاسی "خاص" از میلیونها طرفدار خود در داخل کشور برای براندازی رژیم کمک نمی گیرد ؟

امروزه اگر از هر گروه و حزب سیاسی مخالف چمهوری اسلامی سؤال کنی خواهد گفت که میلیونها طرفدار سینه چاک در میان ایرانیان داخل کشور دارد !
از شنیدن این خبر بسیار خوشحالم اما از طرفی هم بسیار متعجبم ! چون هر چه به مغزم فشار می آورم نمی دانم چرا این گروهها و احزاب سیاسی که " ظاهراً " همیشه در راه براندازی رژیم تلاش می کنند و فریاد و عربده شان گوش فلک را کر کرده است ، برای امر براندازی حکومت از آن میلیونها طرفدار داخلی شان یاری نمی جویند و کار را یکسره نمی کنند ؟
ایکاش یکی پیدا می شد و یک پاسخ محکمه پسند به این پرسش ساده می داد

Wednesday, July 6, 2011

آقای خاتمی ، آقای بهنود ! خسته شدم از این همه انتخاب بین بد و بدتر . خسته شدم از بازی خوردن

با نگاهی به گذشته سی ساله جمهوری اسلامی و مرور تجربه 27 ساله سیاسی اندیشی خودم ، می بینم که هرگز نبوده که ما ایرانیان هرگز نتوانسته ایم در یک فضای ازاد و دور از "آقابالاسر" دست به انتخاب بزنیم . همیشه مجبور بوده ایم بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنیم ! این اتفاق در تمامی انتخاباتهای ریاست جمهوری و مجلس ( البته تقریباً باستثنای دور اول هر کدام ) افتاده است و در انتخابات بیمزه شوراها نیز تکرار شده است . همیشه مجبور بوده ایم به کسانی رأی بدهیم که فکر می کرده ایم "نظر" آقا با آنان نیست و با آن دیگری است . وارد جزئیات نمی شوم چرا که می دانم همه ما از اشتباهات گذشته خود رنجوریم و از تکرار اشتباهات تاریخی مان در عذاب ! نمی خواهم به کسی بی احترامی کنم ، اما همیشه اعتقاد دارم افراد شایسته تری در جامعه بوده و هستند که متأسفانه از سوراخ های ریز صافی آقای جنتی رد نمی شوند .
روی سخنم با کسانی چون آقای خاتمی و آقای بهنود است که در پشت کلمات زیبا پنهان شده و از امر انتخاب و انتخابات ، آن هم در شرایط فعلی و بدون توجه به حتا تجربه تلخ مردم در آخرین انتخابات ، مدام بر طبل انتخابات کوبیده و تلاش می کنند که مردم را به پای صندوق رأیی بکشانند که از قبل معلوم است چه کسانی از آن بیرون می آیند چرا که نه امثال خزعلی و مهدوی و جنتی و ... مرده اند ( فقط مشکینی پرونده اش بسته شد ) و نه امام زمان به مرخصی رفته است و این دقیقاً بدین معناست که لیست مورد تأیید امام زمان از هم اکنون در جیب عبای آقای جنتی قرار دارد . البته این احتمال هم وجود دارد که مشکینی به خواب یکی از این آقایان بیاید و لیست را به آنان رد کند ! هر چیزی ممکن است .
آقایان !
شما را بخدا دست از سرمان بردارید ، خسته شدیم از این همه آلت دست این و آن شدن .
بخدا خر ما از کره گی دم نداشت

آقای خاتمی ! لطفاً برای آزادی زندانیان سیاسی دربند ، یک هفته اعتصاب غذا کنید

جناب آقای سید محمد خاتمی !
سید بزرگوار !
مگر نگفتید که زندانیان سیاسی به ناحق در اسارت نگاه داشته شده اند ؟
مگر بر اساس آموزه های دینی تان ، اعتقاد ندارید که سکوت و رضایت در مقابل ظلم ، گناه به شمار می رود ؟
مگر نوبتی هم باشد نوبت شما نیست ؟
مگر آزادی زندانیان سیاسی را جزو شروط اولیه شرکت در انتخابات قرار ندادید ؟
مگر شما خودر ا رهبر معنوی اصلاح طلبان نمی دانید ؟
اگر پاسخ به همه این پرسشها مثبت است ، خوب ! بسم الله .
این شما و این هم یک روش اجرایی مناسب و بدون خطر : برای آزادی زندانیان سیاسی بمدت یک هفته در منزل تان اعتصاب غذا کنید ، اسمش را هم روزه سیاسی یا هر چیز دیگری که می خواهید بگذارید . نگران هم نباشید ، دسترسی به همه جور امکانات پزشکی دارید بدون آنکه توسط مأموران نظام مورد ضرب و شتم واقع شوید و خطری جانتان را تهدید کند .
مطمئنم پاسخ بهتری خواهید گرفت .

Tuesday, July 5, 2011

سخنی با مجتبی واحدی : مجتبی جان ! خوب گفتی اما

جناب آقای مجتبی واحدی عزیز !
حقیقتاً خدا شما را خیر دهاد !
همیشه گفته ام و باز هم می گویم که در بسیاری موارد سطح دانش و معلومات سیاسی مخالفین جمهوری اسلامی نسبت مستقیم دارد با تعداد سالهایی که این افراد در محیط جمهوری اسلامی زیست کرده اند و با ادبیات سیاسی این مرز و بوم آشنایی دارند و شما مصداق بارز این ادعای من هستید و من از این بابت از شما سپاسگزارم !
ویدئوی شما را که در آن خطاب به آقای خاتمی سخن گفتید و اعتراض خود را نسبت به دعوت ایشان به شرکت مردم در انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی ، ابراز کردید دیدم و بسیار پسندیدم . بی تعارف می گویم " دم شما گرم " که جانا سخن از دهان ما می گویی !
به درستی به اساس هرم قدرت در جمهوری اسلامی تاختید و با گزاره های منطقی ثابت کردید که حتا اگر به فرض محال انتخابات آزادی هم در کشورمان اجرا شود مادام اینکه ولایت فقیه هست و رهبر هست و قدرت مطلق العنان ایشان هست کاری از پیش نمی توان برد چرا که نه قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ظرفیت چنین "غلط کردن" هایی را دارد و نه افرادی که به مجلس راه یابند چنین جرأتی را !
مجتبی جان ! برادرم
بی تعارف بگویم : من شما را از زمانی که بعنوان مشاور عالی شیخ شجاع - کروبی - معرفی شدید ، شناختم و هنوز هم سخنان شما را بعنوان سخنان ایشان تعبیر می کنم . نمی دانم آیا شما هنوز سخنگوی رسمی ایشان هستید یا گاهی - فقط - از طرف خودتان سخن می گویید که البته اگر این چنین هم باشد باید گفت امر مبارکی است ! نمی دانم آنجه را در آن ویدئوی کذایی گفتید باید بعنوان سخنان جناب کروبی بگیرم یا بگذارم به حساب خودتان . این را لطفاً برای من مشخص کنید .
واما ...
در بحث آنچه بر سر مجلس ششم آمد همه چیز را گفتید و یک چیز را - به عمد یا سهواً - نگفتید :
به موضوع طرح اصلاح قانون مطبوعات اشاره نکردید ! چرا ؟ چرا نگفتید آن بدعت نامبارک ( حکم حکومتی ) را برای اولین بار چه کسی در صحن مجلس ششم جا انداخت و به خورد مردم و نمایندگان داد ؟ چرا ما نباید شاهد اظهار پشیمانی از کرده ای باشیم که آثار و تبعات آن مانند ابر سیاهی هنوز هم که هنوز است بر حوزه مطبوعات کشورمان از یک طرف و بر امر قانونگزاری از طرف دیگر سایه انداخته است .
شخصاً و با احترام به آن همه شجاعتها و جوانمردی ها و پایمردی های جناب کروبی ، هرگز یادم نمی رود آن روزی را که ایشان طرح ( یا لایحه ؟ اصلش یادم نیست ) اصلاح قانون مطبوعات را تنها به دلیل درخواست خامنه ای و تحت عنوان " حکم حکومتی " به کناری نهاد و سروری ایشان را بر نمایندگان مردم پذیرفت ! هنوز هم منتظرم شما - یا هر کس دیگر به نمایندگی از جناب ایشان - بیاید و عنوان کند که آن کار اشتباه محض بود و نباید اوضاع امور بر وفق مراد دیکتاتور آنگونه می رفت که رفت .
شما را به تمام مقدساتتان سوگند می دهم برای یک بار هم که شده تعارف را کنار بگذارید و بعنوان مشاور و سخنگوی رسمی ایشان بیایید و اعلام کنید که آن کار ( با هر توجیهی که در آن زمان انجام شد ) اشتباه بود و نباید آنگونه به انجام می رسید .
با تقدیم احترام !
زنده باد آزادی

Monday, July 4, 2011

لاله افتخاری سخنگوی فراکسیون زنان مجلس: خواستگارانم سر من با هم دعوا میکردند


الان یادم نیست که چند خواستگار داشتم.اما یادم هست که خیلی زیاد بودند وحتی باهم دعوا می کردند.یک بار دو تا از خواستگار هایم باهم به منزل ما رسیدند. این دو بیرون در حسابی باهم دعوا کردند. این قدر دعوای آن دو بالا گرفت که خانواده من را به هیچ کدام از انها نداد.
eftekhari.thum.bmp
مجله «همشهری ماه» در شماره مهر ماه خود مصاحبه ای خواندنی با لاله افتخاری نماینده اصولگرای مجلس داشته است
به گزارش خبر آنلاین بخش های خواندنی این مصاحبه به این شرح است:
*الان یادم نیست که چند خواستگار داشتم.اما یادم هست که خیلی زیاد بودند وحتی باهم دعوا می کردند.
*یک بار دو تا از خواستگار هایم باهم به منزل ما رسیدند.این دو بیرون در حسابی باهم دعوا کردند.
*این قدر دعوای آن دو بالا گرفت که خانواده من را به هیچ کدام از انها نداد.
*بنده با نظر خانواده ازدواج کردم وهمیشه نظر انها برای من مهم بوده است.
*شروط ازدواج من ایمان ساده زیستی و ولایتمداری بود.
* در کنار شرایطی از قبیل ادامه تحصیل دختران وعدم تمکن مالی بسیاری از پسران، حاکم شدن دیدگاه های جهانی فمنیستی در جامعه نیز از عوامل اصلی افزایش سن ازدواج در دختران شده است.
*مهم ترین راه برای افزایش ازدواج در جامعه، تولید شغل است.
*پدیده چندهمسری در جامعه وجود دارد. ما در لایحه خانوداه خواهان ساماندهی این مساله بودیم.

Sunday, July 3, 2011

براستی روی سخن اعتصاب غذا کنندگان با که بود ؟ حاکمیت یا ما مردم !؟

الحمدلله به خیر گذشت و کسی نمرد !
این جمله ، نتیجه آن همه پایمردی دوازده مرد آزاده ای شد که بمدت بیش از دو هفته اعتصاب غذا کردند و جان خود را به خطر انداختند .
همین !
ظاهراً ماجرا به خوبی و خوشی تمام شد و بقول معروف " آب هم از آب تکان نخورد " !
پرسش اینجاست که در این میان ، اما ، ما چه کردیم ؟
آیا غیر از این بود که از گوشه و کنار دنیا برایشان پیام فرستادیم که اعتصاب غذایتان را بشکنید و جان خودتان را به خطر نیندازید ؟
یا اینکه حداکثر هم در جمعیت های پنجاه و صد نفره به تجمعات حمایتی رفتیم و نشان دادیم که تعدادمان بعد از دو سال بشدت آب رفته است !؟
همین و بس .
به باور من کاری که می بایست انجام می دادیم و نکردیم این بود که از خود بپرسیم براستی اینان برای چه اعتصاب غذا کرده اند و چه پیامی دارند و مخاطبانشان کیست ؟
روی سخنشان براستی با کیست ؟ با حاکمیت یا با خود ما !؟
آیا واقعاً روی سخنشان با حاکمیتی که سالهاست به همه جهانیان نشان داده است که مقید به هیچ آئین و قانونی نیست ؟
با حاکمیتی که نشان داده است تنها چیزی که برایش حتا به اندازه پشیزی هم ارزش ندارد ، جان آدمیان است ؟
با حاکمیتی که هرگز زبان خوش سرش نشده و نمی شود ؟
با حاکمیتی که سابقه کشتن چندین هزار نفر از فرزندان این آب و خاک را در فاصله ای کمتر از یک ماه دارد ؟
براستی آیا با خود اندیشیدیم که جمهوری اسلامی حتا ککش هم نمی گزد اگر آزادمردان ما در اثر اعتصاب غذا جان خود را از دست دهند ؟
اگر اینگونه است - که به گمانم هست - پس چه فایده از اعتصاب غذا ؟
آیا روی سخنشان با ما نبود ؟ با ما مردم ؟
آیا نخواستند به ما یادآوری کنند که بخاطر همان راهی به محبس افتاده اند که ما نیز پوینده اش هستیم ؟
آیا منظورشان این نبود که به ما یادآوری کنند که هستند و مانند ما زندگی و آینده فرزندانشان را دوست دارند و قرار نیست که فقط روحشان شاهد پیروزی ما باشد ؟
آیا هدفشان از آن اعتصاب غذای طولانی و مرگبار خرده گیری بردوستان و یاران و همرزمان و همسنگرانشان سابقشان که گوشه عافیت و کنج عزلت گزیده اند ، نبود ؟ همان دوستانی که این روزها تمام تلاش شان این است که تنور انتخاباتی رژیم را گرمتر و گرمتر کنند ؟
آیا کسی پیام را دریافت کرد ؟
آیا گوش شنوایی برای گلایه دردمندانه شان هست ؟

Saturday, July 2, 2011

آقای خاتمی، ایکاش بجای تشویق مردم به شرکت در انتخابات فرمایشی ، آنان را به تحریم انتخابات تشویق می کردید

جناب آقای خاتمی !
شما بهتر از هر کسی می دانید که در یک جامعه متمدن امروزی ، عدم شرکت در انتخابات نیز به همان اندازه شرکت در انتخابات می تواند بعنوان یک رفتار مدنی تلقی شود .
شما بهتر از هر کسی می دانید که شرایط مورد نظر شما ( انجام یک انتخابات آزاد و حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان و رعایت انصاف در برگزاری انتخابات و ... ) هرگز محقق نخواهد شد .
شما بهتر از هر کسی می دانید که - بقول آقای مجتبی واحدی - حتا اگر آزادانه ترین نوع انتخابات نیز در ایران برگزار شود ، با وجود اعمال قدرت دیکتاتور گونه آقای خامنه ای ، مجلسی عقیم و مسلوب الاختیار خواهیم داشت که نه تنها کمکی به پیشبرد امر دموکراسی نخواهد کرد بلکه باعث فروخفته شدن هر چه بیشتر خشم مردم و سرخورده شدن روزافزون آنان خواهد شد .
شما بهتر از هر کسی می دانید که کارنامه اصلاح طلبان حکومتی که شما پیشقراول آنان هستید آنقدرها هم درخشان نیست که مردم بخواهند زحمت انتخابشان را به خود بدهند .
شما بهتر از هر کسی می دانید که حتا خود اصلاح طلبان نیز هرگز از یک کانال آزاد و مجاری صد در صد دموکراتیک انتخاب نشده اند و مردم این را حتا بهتر از شما می دانند .
شما بهتر از هر کسی می دانید که بی عملی و بی کفایتی همراهان و دوستان شما در آنچه در طول دو سال اخیر بر سر مردم آمد چندان هم بی اثر نبوده است .
آقای خاتمی عزیز !
ایکاش بجای آنکه مردم را به شرکت در انتخابات فرمایشی جمهوری اسلامی دعوت می کردید ، دین خود را - حداقل - بخاطر آن بیست و اندی میلیون رأیی که به شما دادند ، ادا می کرده و به آنان می گفتید که دیگر بیش از ابزار تزئین ویترین کاریکاتور دموکراسی جمهوری اسلامی نشوند و از حق خود در عدم شرکت در انتخابا استفاده کنند .
بدینسان ، آیندگان در مورد شما قضاوت بهتری خواهند می داشت .
آقای خاتمی !
هنوز هم دیر نشده است . دین خود را به مردم ادا کنید . برای جبران اشتباهات گذشته هرگز دیر نیست .
راستی ، آقای خاتمی !
ما هنوز هم نمی دانیم شما چگونه و با چه ابزاری می خواهید این نظام را اصلاح کنید ! اصلاً ، از نظر شما کجای این نظام نیاز به اصلاح دارد ؟