Friday, February 3, 2012

مقام معظم مقوا: ما هم تهدیدهایی برای دنیا داریم ! دنیا : وای وای وای ... چقدر ترسیدیم !

واکنش جامعه جهانی به تهدیدهای قدرتمندانه رهبر مسلمانان جهان ( در آینده نزدیک مقوای معظم ) که در نماز جمعه امروز تهران اعلام شد چیزی جز ترس و هراس همه دنیا از ایشان نبود ... همانطور که تهدید به بستن تنگه هرمز آنچنان کارگر افتاد و دیگر از آن به بعد حتا یک قایق موتوری آمریکایی هم از آنجا رد نشد ، این بار هم تهدید مقام عظمای مقوایی حتمن مؤثر خواهد افتاد

Thursday, February 2, 2012

می شه ده نفره هم برد! می شه با امکانات کمتر هم نتیجه بازی رو عوض کرد، مهم، اراده است آنهم در میدان مبارزه برای آزادی.

دربی هفتاد و چهارم که به باور من از نقطه نظر ورزشی یکی از بهتری بازی های طول تاریخ این بازی ها بود با نتیجه ای عجیب به اتمام رسید . صرف نظر از بحث های ورزشی و فوتبالی، این بازی درس بزرگی به همه ما داد : اینکه می توان با امکانات کمتر، با نفرات محدود تر و در کمال ناامیدی به پیروزی رسید ! امیدوارم این درس بزرگ سرمنشأ حرکتی نوین در جنبش آزادیخواهی ما مردم ایران باشد تا اولاً به خود و ثانیاً به همه جهانیان ثابت کنیم که می توان از شکست ، پیروزی ساخت ! مهم ، اراده و خواستن است

Wednesday, February 1, 2012

انقلاب اسلامی 57 حاصل خیانت تاریخی باصطلاح روشنفکران مذهبی بود

این روزها در آستانه سی وسومین سال پدیده ای است که انقلاب اسلامی می نامندش و من ترجیح می دهم آن را شورش کور و احساسی مردمی بنامم که گول روشنفکران مذهبی و فعالین چپ و سوسیالیست های اسلامی که بعدها مجاهدین خلق نام گرفتند، بنامم . وقتی به تاریخ فعالیت سیاسی خمینی بعنوان "رهبر" این انقلاب بنگریم، اولین حضور جدی سیاسی او را در ارسال نامه ای به محمد رضا شاه در سال 1341 ( قبل از وقایع 15 خرداد چهل و دو ) می بینیم که به اعطای حق رأی به زنان اعتراض کرده بود و ادعا کرده بود که با این کارشاکله اسلام به لرزه در می آید و دین و دینداری مردم به باد فنا می رود! این واقعیت را همه کسانی که دنباله روی خمینی ( و در اصل بالا کشنده او از نجف به نوفل وشاتوی پاریس و معرفی اش به جهانیان ) بودند می دانستند و دم بر نیاوردند . همه آنها می دانستند که خمینی مبتکر نظریه ولایت فقیه است و شوربختانه با همه سواد و دانشی که داشتند، دم برنیاوردند و پیش از آنکه به فکر آزادی و دموکراسی واقعی باشند ترجیح دادند کینه های شخصی و حزبی و صنفی خود را بر آزادی و دموکراسی مقدم بدارند و از نردبانی که پله های آن را احساسات مذهبی و بیسوادی سیاسی و ندانم کاری مردم آن زمان بود، بالا بروند . شخصاً بر این باورم که روزی خواهد رسید که تاریخ در مورد این خیانت تاریخی قضاوت خواهد کرد و نسل آینده پی خواهند برد که هرگز به کسانی که خود را روشنفکر مذهبی یا دینی می نامند اعتماد نکنند . در این باب سخن بسیار است که امیدوارم روزی بتوانم همه آن را به رشته تحریر درآورم

Monday, January 30, 2012

محمد نوری زاد در برنامه تلویزیونی "افق" صدای آمریکا : بشار اسد ، آینده آقای سید علی خامنه ای است

در برنامه " افق " صدای آمریکا که روز دوشنبه دهم بهمن ماه پخش شد یکی از مهمانان برنامه آقای محمد نوری زاد بود که از تهران و با تماس تلفنی در کنار آقایان بابک داد و مجتبی واحدی مهمانان سیامک دهقانپور مجری خوب برنامه بودند . موضوع بحث هم نامه های سرگشاده ارسالی به سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بود . اگر چه فضای کلی بحث به نوعی هم رأی بود کارشناسان را نشان می داد اما گاهی می شد بوی احتیاط را از سخنان محمد نوری زاد حس کرد تا اواخر بحث که ایشان با مقایسه رهبری نظام اسلامی با بشار اسد دیکتاتور خونریز سوریه گفت : بشار اسد امروز، آینده رهبر جمهوری اسلامی است . یعنی آنچه امروز در سوریه می گذرد فردای ایران ماست ! این جمله، گفتنش آنهم از تهران بسیار شجاعت می خواهد و من بخاطر همین یک جمله شجاعت محمد نوریزاد را می ستایم و در عین حال از این مقایسه نگرانم، پس هم میهنانم ! بکوشیم تا کار میهن مان به جایی که امروز سوریه در آن بسر می برد، نکشد
در فراز دیگری از این برنامه - که به باور من بسیار جالب و دیدنی بود - بابک داد ضمن مقایسه سید علی خامنه ای با سلمان رشدی و کاریکاتوریست های دانمارکی که به جرم محارب بودن و دین گریز کردن مردم به قتل محکوم شده اند، گفت : علی خامنه ای با اعمال دیکتاتوری در ایران و طی سالیان اخیر باعث دین گریزی هزاران هزار و بلکه میلیونها تن از ایرانیان شده است و اگر قرار باشد که برای کسی حکم محاربه صادر و خونش حلال گردد، او اولین کسی است که این قرعه به نامش اصابت می کند

Friday, January 27, 2012

اگر واقعاً جمهوری اسلامی در سوریه آدم می کشد پس می توان نتیجه گرفت که مزدوران آنها نیز جوانان ما را در تهران کشته اند.

پخش تصاویر مربوط به اعترافات تکاندهنده چند ایرانی که ظاهراً وابسته به نیروهای نظامی ایران ( احتمالاً سپاه قدس سپاه پاسداران ) هستند و طی آن اعلام می کنند که در قالب یک برنامه همکاری با نیروهای امنیتی رژیم بشار اسد دست به کشتار مردم معترض سوریه و حتا زنان و کودکان نموده اند ، در صورت صحت، بسیار مهم و صد البته شرم آور است . شرم آور از این جهت که بسیاری از مردم سوریه که این نوع تصاویر را می بینند، از آنجا که به ماهیت مزدوری این افراد واقف نیستند به این نتیجه فوری و منطقی خواهند رسید که این مردم ایران هستند که دارند با رژیم جلاد بعثی همکاری می کنند و مردم بیگناه سوریه را می کشند. نباید از مردم عادی سوریه انتظار داشت که آنقدر اطلاعات داشته باشند که بدانند این جماعت از میان مردم نیستند و صرفاً دارند مزدوری می کنند . مهمتر از این سوء برداشت - به باور من - نتیجه ای است که ما ایرانیان می توانیم بگیریم : اگر واقعاً نیروهای مزدور سپاه ( که عمدتاً از میان جوانان فریب خورده، کم سواد، روستایی و احتمالاً دارای سوء سابقه های عجیب و غریب هستند ) اینچنین در سوریه دست به جنایت می زنند پس می توان نتیجه گرفت تمامی شایعات مربوط به حضور نیروهای حزب الله لبنان و - حالا دیگر می توان گفت - امنیتی سوریه در جریان سرکوب اعتراضات مردم به کودتای انتخاباتی سال 88 نیز صحیح است. اگر چه این رژیم ها عمر چندانی برایشان باقی نمانده و دیر یا زود خواهند رفت اما باید هشیار بود تا مبادا حساب چند مزدور خارجی به پای مردم یک کشور نوشته شود و این نوع اعمال باعث ایجاد دشمنی در میان ملت ها گردد

Tuesday, January 24, 2012

آیا دریافت جازه اسکار توسط اصغر فرهادی ممکن است تکرار حادثه ملبورن را در پی داشته باشد ؟

اگر چه نام فیلم با کلمه " جدایی " شروع می شود اما همین فیلم ممکن است یک بار دیگر اسباب آشتی و اتحاد ایرانیان را فراهم آورد. همگان می دانیم که رژیم جمهوری اسلامی هیچ نظر خوشی به این فیلم ندارد و دقیقاً همین نکته باعث اقبال بینظیر مردم به آن شده است . البته این فیلم - حداقل از منظر تکنیکی و حرفه ای - فیلم قابل ستایشی است که تا کنون جوایز متعددی را نصیب تیم سازنده اش کرده است . نامزدی فیلم "جدایی نادر از سیمین " برای دو بخش بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه، برای اوین بار در تاریخ سینمای ایران ما را در یک موقعیت حساس و تاریخی قرار داده است ! با یادآوری موج شادی مردم از دریافت جایزه گلدن گلوب در هفته گذشته می توان پیش بینی کرد که بار دیگر ممکن است این اتفاق در حجم و ابعاد وسیعتری رخ دهد . دوستانی که روز هشتم آذر سال 76 را به یاد می اورند می دانند حادثه ملبورن یعنی چه ! روزی که تیم ملی فوتبال ایران در اوج ناامیدی و در حالی که در بازی برگشت با استرالیا 2-0 از حریف خود عقب بود توانست با دو گل تاریخی کریم باقری و خداداد عزیزی نتیجه بازی را دو بر دو مساوی کند و با توجه به تساوی یک - یک در تهران و به لطف تعدا گل زده بیشتر در خانه حریف، بعنوان سی و دومین و آخرین تیم شرکت کنند در بازی های نهایی جام جهانی 98 فرانسه معرفی گردد. این پیروزی درخشان موجی از شادی در میان مردم برانگیخت بقسمی که شهر تهران و بیشتر شهرهای کشور تا ساعتها در اختیار مردمی بود که به عشق نام ایران به خیابانها آمده بودند و شادی می کردند . پرسش من هم دقیقاً همینجاست : آیا دریافت جازه اسکار توسط اصغر فرهادی ممکن است تکرار حادثه ملبورن را در پی داشته باشد ؟

اوباما: کسانی که ادعا می کنند آمریکا رو به افول است، حتا خودشان هم نمی دانند در مورد چه چیزی حرف می زنند

اگر چه بخش عمده سخنان باراک اوباما در سخنرانی سالیانه به مسائل اقتصادی داخل آمریکا اختصاص داشت اما در بخشی از همین سخنان - بعد از اشاره به انزاوی تاریخی جمهوری اسلامی - جمله ای گفت که بنظر من بسیار معنادار بود . اوباما گفت : کسانی که ادعا می کنند آمریکا رو به افول است، حتا خودشان هم نمی دانند در مورد چه چیزی حرف می زنند ! به باور من روی اصلی سخن اوباما به رهبران نظامهای پوسیده و دیکتاتوری چون ولایت فقیه حاکم بر ایران بود که دن کیشوت وار آمریکا را شکست خورده معرفی می کنند و همواره برای توجیه اعمال ناشایست و خیانت بار خود، دشمنی با آمریکا را تبلیغ می کنند