Sunday, February 12, 2012

آقای خامنه ای ! مگر شما نمی گویید که پرطرفدارترین رهبر دنیا هستید ؟ خودتان را به رأی مردم بگذارید

آقای سید علی خامنه ای
رهبر جمهوری اسلامی
ولی امر و رهبر خودخوانده  مسلمانان جهان
این نه نامه سرگشاده است و نه فحشنامه و شعار ، یک پیشنهاد مشخص است برای شما که این روزها حال خوشی ندارید و همه خبرها برای شما خبرهای بد است ! این روزها که شما و طرفداران تان بطرز وسیع و روزافزونی مورد انتقاد داخلی و بین المللی هستید و دائم باید به فکر این باشید که به این دشمن داخلی و به آن بدخواه خارجی جواب بدهید و مشت محکم حواله دهن این و آن کنید. نامه ای است از سر خیر خواهی که عمل به آن شر همه دشمنان را به یکباره از سر شما و نظام مورد حاکمیت تان کم می کند و دیگر به احدی اجازه نمی دهد که بر علیه شما حرفی بزند و نظام شما را مورد تحریم و تهدید قرار دهد. باور کنید این کار برای شما بسیار راحت تر و کم هزینه تر است و مطمئنم به سرعت همه انتقادها و تهدیدات را از بین می برد و همگان جایگاه مردمی شما را به رسمیت شناخته و دیگر جرأت نخواهند کرد به ساحت مقدس تان اسائه ادب نمایند . دیگر نه نیاز دارید نگران دشمنان خارجی باشید و نه لازم خواهد بود وقتتان را مصروف شکستن دندان مزدوران داخلی شان بکنید. باور کنید این کار هم به صرفه و صلاح خودتان است هم مردم ایران که داعیه رهبری شان را دارید. اگر دنیا بداند شما آنچنانکه خود مدعی هستید از طرفداری اکثریت قریب به اتفاق مردم کشور برخوردارید دیگر حتا نگران بمب اتمی شما هم نخواهد بود چه رسد به فعالیت های محدود هسته ای و مخفی کردن آنها. پس بیایید و هم خودتان را راحت کنید و هم دنیا را و هم مردمی را که این همه به آنان علاقمندید و آنان نیز به شما عشق می ورزند! بگذارید این مردم هم نفس راحتی بکشند و به فکر زندگی و معیشت شان باشند و نگران گرانی و قحطی نباشند و هر روز را با ناامیدی به شب نرسانند. اگر این انتخاب صورت پذیرد و مردم خود به عینه ببینند که شما چه انسان ممتاز و پرطرفداری هستید، باور کنید دیگر نه کسی چرأت بدحجابی خواهد داشت نه به فکر اعتیاد خواهد افتاد . نه کسی رشوه خواهد گرفت و نه بیش از این شاهد دزدی و اختلاس خواهیم بود . همه شرکت ها برای سرمایه گذاری در ایران صف خواهند بست و ایران و مردم تحت رهبری شما به سعادت دنیوی و اخروی خواهند رسید ! آقای خامنه ای ... خود را به رأی مردم بسپارید اگر واقعاً همانی هستید که خود می گویید و طرفداران و سینه چاکان تان از بلندگوهای وابسته به شما فریاد می زنند

Thursday, February 9, 2012

اهمیت اعتراف اخیر حسن نصرالله به وابستگی به جمهوری اسلامی و تکلیف ما و مردم سوریه و لبنان در قبال آن

پس از اعلام خامنه ای مبنی بر کمک به حزب الله در تمام طول حیات این سازمان مافیایی وابسته که به لطف این کمک ها توانسته است جایگاهی کاذب در سیاست داخلی لبنان برای خود دست و پا کند ، شاهد اعتراف صریح حسن نصرالله به دریافت انواع و اقسام کمک ها از رژیم حاکم بر ایران در طول سی سال گذشته هستیم. اگر چه بر کسی پوشیده نبوده و نیست که این سازمان تروریستی - در عمل - همواره مورد حمایت همه جانبه نظام ولایت فقیه حاکم بر ایران بوده و این حمایت هم متأسفانه فقط محدود به دوره احمدی نژاد نبوده و تقریباً تمام طول حیات جمهوری اسلامی را شامل می شود، اما اعتراف صریح حسن نصرالله جای هر گونه شک و شبهه را ازبین می برد . تا آنجا که به مردم ایران ( که صاحبان اصلی این پولها بوده و بدون اجازه و تأیید آنان این پولها به تروریست های حزب الله و حماس داده شده است ) مربوط می شود آنان نظر خود را در قالب شعار معروف " نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران " اعلام کرده اند . روزی هم خواهد رسید که همه کسانی که در این دزدی ملی از مردم ایران شرکت داشته و یا حد اقل از آن اطلاع داشته اند ( تمامی دولت ها و مسئولین نظام را می گویم ) باید بخاطر این خیانت به کشور مورد محاکمه قرار گیرند . بعد دیگر این ماجرا به مردم لبنان و سوریه مربوط می شود . نمی دانم مردم لبنان این وابستگی را چگونه ارزیابی کرده و چگونه حاضر به قبول و تحمل آن هستند اما این را می دانم که اگر روزی معلوم شود که مثلاً بخشی از نیروهای حاکم بر کشور ما اینگونه به یک نیروی خارجی ( هر کس که باشد ) وابسته هستند و تمامی هویت خویش را مدیون خارجیانند برای یک لحظه هم که شده مورد تحمل قرار نخواهند گرفت چرا که هر نوع جنایتی را شاید بتوان تحمل کرد و با آن مبارزه کرد اما وابسته بودن و گوش بفرمان خارجی بودن خیانتی نابخشودنی است . حزب الله لبنان در طول سالیان اخیر به مدد این کمک ها برای خودش پایگاه و جایگاهی در میان مردم لبنان درست کرده و رأی آنان را خریده و با به مسخره گرفتن دموکراسی، خود را به نظام حکومتی لبنان تحمیل کرده است تا آنجا که هر نوع حرکت بسمت دموکراسی و احقاق حق مردم را با بازی های سیاسی به انسداد می کشاند . آخرین نمونه از این انسداد سیاسی را هم می توان در متوقف ساختن جریان محاکمه قاتلان رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان و تهدید به از رسمیت انداختن دولت و انجام عملیات نظامی و بروز جنگ داخلی در این کشور بلازده جستجو کرد . نکته حائز اهمیت دیگر اینکه،حزب الله لبنان در طول سالیان اخیر و برای جلب جوانان، اقدام به تأسیس بنگاههای مهر و محبت کرده و با تشویق صیغه ( فساد اسلامی )  آنان را دچار انواع و اقسام مشکلات اخلاقی کرده و با این وسیله از آنان باجگیری می کند و رأی آنان را میخرد . از طرف دیگر مردم سوریه نیز که این روزها در آتش جنایت بشار اسد می سوزند و محکم و استوار ایستاده اند و درخون عزیزانشان دست و پا میزنند، باید بدانند که رژیم بعثی سوریه با پشتیبانی لجستیک روسیه و جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان ( نوچه جمهوری اسلامی و بدنه اصلی دولت حاکم بر کشور همسایه غربی شان ) اقدام با این حجم گسترده جنایت می کند و تکلیفشان را با مردم لبنان روشن کنند تا آنان نیز بدانند که اگر به خود نیایند و نطفه این بچه حرامزاده جمهوری اسلامی را قطع نکنند در آینده نمی توانند همسایگان خوبی برای آنان باشند و در آرامش و صلح زندگی کنند

Wednesday, February 8, 2012

وتوی قطعنامه اخیر شورای امنیت در مورد رژیم بشار اسد : پوست خربزه ای که غرب زیر پای روسیه و چین انداخت

اگر چه قطعنامه شورای امنیت که بر اساس پیش نویس پشنهادی از جانب اتحادیه عرب تنظیم شده بود با رأی وتوی کشورهای روسیه و چین مواجه شد و به جایی نرسید اما با نگاهی دقیقتر به این مسئله که رژیم بشار اسد، مشروعیت بین المللی و داخلی خود را از دست داده و  بزودی سرنگون خواهد شد، به این نتیجه می رسیم که این رأی منفی از اعتبار و حیثیت بین المللی روسیه و چین هم تا اندازه زیادی خواهد کاست و این دولت ها را در افکار عمومی داخلی خودشان نیز با چالش مواجه خواهد کرد. به باور من کلیت این داستان با توجه به اینکه کشورهای غربی نیز می دانستند که روسیه و چین هرگز تن به تأیید چنین قطعنامه ای نخواهند داد، را می توان بعنوان یک دام برای این دو کشور تلقی کرد . واکنشهای منفی در میان کشورهای اروپایی و عربی و نیز افکار عمومی جهانی نسبت به این حرکت روسیه و چین بسیار جدی تر از چیزی بود که آنها انتظارش را داشتند. صرف نظر از اینکه اساساً چرا این دولتها دست به چنین اقدامی زدند و آبروی خود را به پای رژیمی که صدای لرزش ستونهای آن هر روز بیشتر و بیشتر به گوش می رسد، ریختند باید این واقعه را به فال نیک گرفت ! فال نیک از این جهت که همه جهان متوجه شد که دولت های روسیه و چین که اساساً ماهیتی دیکتاتوری دارند و خود از ناقضان اصلی حقوق بشر هستند ، دیگر بسادگی نه می توانند از رژیمی پشتیبانی کنند و نه مردم کشورهای بر روی  اتحاد و دوستی با آنان حساب باز می کنند . با سقوط قریب الوقوع رژیم بشار اسد، نوبت به متحد دیرین و استراتژیک آن یعنی نظام ولایت فقیه حاکم بر کشورمان خواهد رسید و اینان نیز که بسان رژیم بشار اسد تمامی تخم مرغ های اعتبار جهانی شان را یکسره در سبد روسیه و چین گذاشته اند لرزشی شدید بر پیکره خویش احساس خواهند کرد. این واقعیت را حتا حماس هم فهمید و حساب خود را از رژیم بشار اسد جدا کرد و با کنار گذاشتن روش های مسلحانه، با جناح فتح به رهبری ابو مازن به توافق رسید و فصلی نوین در روش سیاسی خود آعاز کرد. بدیهی است در این میان مقاومتهایی از جانب حزب الله لبنان نیز دیده خواهد شد ولی نهایتاً آنان نیز به این نتیجه خواهند رسید که با برکناری رژیم بنی اسد از صحنه قدرت سوریه، بند نافشان از نظام ولایت فقیه قطع خواهد شد و باید برای بقای خویش طرحی نو دراندازند . مطمئنم بزودی شاهد تحولات شگرفی در منطقه خواهیم بود که هر کدام از آنها ضربه ای هولناک بر بدنه دیکتاتوری مذهبی در ایران وارد خواهد کرد و این رژیم و دوستان نابابش یعنی روسیه و چین را با مشکلات فزاینده ای مواجه خواهد ساخت . روزی خواهد رسید که دولتهای چین و روسیه از کاری که شنبه گذشته در شورای امنیت انجام دادند بشدت پشیمان خواهند شد و این را می گذارم به حساب اینکه به رغم همه زرنگی ادعایی شان، پوست خربزه ای را که غرب به رهبری آمریکا زیر پایشان انداخت ندیدند و پا بر روی آن گذاشتند

Monday, February 6, 2012

احیای دوباره جنبش سبز آزادیخواهی ایرانیان تنها عاملی است که می تواند از بروز جنگ تحمیلی جمهوری اسلامی به ایران جلوگیری کند

چنانکه ایرانیان اجازه دهند که تندروان حاکم بر کشور به کار خود ادامه دهند، بی شک این غاصبان حکومت، کشور را به پرتگاه جنگ در خواهند غلطاند. اگر اوضاع - آنچنانکه هست - ادامه یابد و افراطیان در دو سوی مرز ( نظامیان و روحیانیان کله خشک در این سوی مرز و راست های افراطی در آمریکا و اسرائیل که همواره رمز بقای خویش را در جنگ و بحران یافته اند ) اجازه یابند روشهای افراطی خود را ادامه دهند، ایران ما در دامن جنگی گرفتار خواهد شد که آخرین متضرران آن همانهایی خواهند بود که آن را آغاز کرده اند! اگر جنبش سبز آزادیخواهی در این زمانه پرآشوب، بمانند ققنوس از میان آتش و خاکستر خشونت رژیم، سر برنیاورد، قطعاً بزودی شاهد انواع و اقسام تهدید نظامی و حمله خواهیم بود که تنها و تنها به ادامه حیات نظام ولایت فقیه کمک خواهد کرد. واضح است که با فراگیر شدن روزافزون دامنه تحریمها علیه رژیم ( که در نهایت مردم ایران را متأثر خواهد کرد و نه عوامل و مزدوران نظام پوسیده ولایت فقیه را ) روز بروز بر میزان مشروعیت بین المللی هر گونه حمله احتمالی افزوده می شود و کشورمان بیشتر و بیشتر به خطر می افتد. در یان میان، اما، تنها و تنها یک عامل است که می تواند از این خطرات احتمالی ( که هر روز بر قطعیت شان نیز افزوده می شود ) جلوگیری کند و آن چیزی نیست جز احیا و "بازخیزش" دوباره جنبش سبز آزادیخواهی ایران، جنبشی که نماینده همه ایرانیان از هر نژاد و قومیت و زبان و مذهبی است و فصل مشترک همه آنان که همانا ایرانی بودنشان است را نمایندگی می کند. جنبشی که ماهیت ضد استبدادی و حق طلبانه دارد و متعلق به هیچ جناح خاص سیاسی و ادیئولوژیک نیست . نه به موسوی و کروبی تعلق صرف دارد و نه به چپی ها و مشروطه خواهان و سلطنت طلبان و مذهبیون و ... ، جنبشی که پایه اصلی آن ایرانی بودن است و بس! تنها این جنبش حق طلبانه است که می تواند قدرت ایرانی ها را رخ جهانیان بکشد و آنان را از حمله به ایران منصرف نماید . هیچ کشوری در دنیا قادر نیست افکار عمومی جهانی را اقناع کند اگر به کشوری دیگر که مردمش برای آزادی و دموکراسی مبارزه می کنند، حمله کند و قطعاً در صورت چنین اشتباهی مورد تنفر جهانی قرار خواهد گرفت و حتمن باید پاسخگوی رفتار غیر متمدنانه و غیرانسانی اش باشد. پس، ای هم میهنانم ! در آستانه 25 بهمن با هدف جلوگیری از حمله به مام میهن برخیزید و از پا ننشینید تا مرکر خطر را که همانا نظام پوسیده ولایت فقیه است از میان بردارید

Friday, February 3, 2012

مقام معظم مقوا: ما هم تهدیدهایی برای دنیا داریم ! دنیا : وای وای وای ... چقدر ترسیدیم !

واکنش جامعه جهانی به تهدیدهای قدرتمندانه رهبر مسلمانان جهان ( در آینده نزدیک مقوای معظم ) که در نماز جمعه امروز تهران اعلام شد چیزی جز ترس و هراس همه دنیا از ایشان نبود ... همانطور که تهدید به بستن تنگه هرمز آنچنان کارگر افتاد و دیگر از آن به بعد حتا یک قایق موتوری آمریکایی هم از آنجا رد نشد ، این بار هم تهدید مقام عظمای مقوایی حتمن مؤثر خواهد افتاد

Thursday, February 2, 2012

می شه ده نفره هم برد! می شه با امکانات کمتر هم نتیجه بازی رو عوض کرد، مهم، اراده است آنهم در میدان مبارزه برای آزادی.

دربی هفتاد و چهارم که به باور من از نقطه نظر ورزشی یکی از بهتری بازی های طول تاریخ این بازی ها بود با نتیجه ای عجیب به اتمام رسید . صرف نظر از بحث های ورزشی و فوتبالی، این بازی درس بزرگی به همه ما داد : اینکه می توان با امکانات کمتر، با نفرات محدود تر و در کمال ناامیدی به پیروزی رسید ! امیدوارم این درس بزرگ سرمنشأ حرکتی نوین در جنبش آزادیخواهی ما مردم ایران باشد تا اولاً به خود و ثانیاً به همه جهانیان ثابت کنیم که می توان از شکست ، پیروزی ساخت ! مهم ، اراده و خواستن است

Wednesday, February 1, 2012

انقلاب اسلامی 57 حاصل خیانت تاریخی باصطلاح روشنفکران مذهبی بود

این روزها در آستانه سی وسومین سال پدیده ای است که انقلاب اسلامی می نامندش و من ترجیح می دهم آن را شورش کور و احساسی مردمی بنامم که گول روشنفکران مذهبی و فعالین چپ و سوسیالیست های اسلامی که بعدها مجاهدین خلق نام گرفتند، بنامم . وقتی به تاریخ فعالیت سیاسی خمینی بعنوان "رهبر" این انقلاب بنگریم، اولین حضور جدی سیاسی او را در ارسال نامه ای به محمد رضا شاه در سال 1341 ( قبل از وقایع 15 خرداد چهل و دو ) می بینیم که به اعطای حق رأی به زنان اعتراض کرده بود و ادعا کرده بود که با این کارشاکله اسلام به لرزه در می آید و دین و دینداری مردم به باد فنا می رود! این واقعیت را همه کسانی که دنباله روی خمینی ( و در اصل بالا کشنده او از نجف به نوفل وشاتوی پاریس و معرفی اش به جهانیان ) بودند می دانستند و دم بر نیاوردند . همه آنها می دانستند که خمینی مبتکر نظریه ولایت فقیه است و شوربختانه با همه سواد و دانشی که داشتند، دم برنیاوردند و پیش از آنکه به فکر آزادی و دموکراسی واقعی باشند ترجیح دادند کینه های شخصی و حزبی و صنفی خود را بر آزادی و دموکراسی مقدم بدارند و از نردبانی که پله های آن را احساسات مذهبی و بیسوادی سیاسی و ندانم کاری مردم آن زمان بود، بالا بروند . شخصاً بر این باورم که روزی خواهد رسید که تاریخ در مورد این خیانت تاریخی قضاوت خواهد کرد و نسل آینده پی خواهند برد که هرگز به کسانی که خود را روشنفکر مذهبی یا دینی می نامند اعتماد نکنند . در این باب سخن بسیار است که امیدوارم روزی بتوانم همه آن را به رشته تحریر درآورم