Sunday, July 31, 2011

لیست افراد ، سازمان ها ، گروهها و کشورهایی که همواره آب به آسیاب نظام دیکتاتوری ولایت فقیه می ریزند و موجبات بقای آن را فراهم می کنند

نظام ولایت فقیه با سرمایه گزاری های وحشتناک و بذل و بخشش های بی حساب پول نفت کشور و با استفاده بجا از عملکرد پدیده ها ، افراد ، سازمان ها ، گروهها و کشورهای زیر که عملاً کاری جز ریختن آب به آسیابش ندارند ، بر تداوم خود می افزاید :
1 - مذهب و اعتقادات مذهبی مردم عادی کوچه و خیابان که باعث انسداد در پیشرفت اجتماعی مدنی کشور می شود .
2 - مزدوران ، اراذل و اوباش و ساندیس خوران رژیم که در قبال دریافت حقوق های کلان به سرکوب مستقیم مردم می پردازند .
3 - کلیت روحانیت و مراجع مذهبی که یا با گرفتن حق السکوت یا با تقیه و مصلحت طلبی چشمشان را به روی جنایت های رژیم می بندند .
4 - سیاست بازان داخلی و خارجی که هدفی جز تکیه بر قدرت نداشته و ندارند و در این راه از هیچ کاری ابا ندارند .
5 - اصلاح طلبان حکومتی که در اصول ، هیچ تفاوتی با جنایتکاران حاضر در عرصه قدرت ندارند و هرگز در فکر منافع مردم نبوده و نیستند .
6 - دولت های وابسته منطقه نظیر افغانستان و عراق که وامدار و جیره خوار رژیم هستند .
7 - دولت های کمتر وابسته اما سیاست مدار منطقه نظیر پاکستان و ترکیه که با کارنامه دموکراسی خوبی ندارند و بقای خود را در تدام تمرکز جهان غرب بر بحث های حقوق بشری ایران می بینند .
8 - کشورهایی نظیر روسیه و چین که با چاپیدن سرمایه های این کشور در قبال حمایت های بیدریغشان در شورای امنیت به تاراج و چپاول منابع داخلی مشغولند .
9 - دولت نژادپرست اسرائیل که همواره با متشنج نگه داشتن منطقه باعث دخالت و درگیر شدن روزافزون رژیم شده و از این جریان نهایت سوءاستفاده را در راستای مظلوم نمایی می کند .
10 - کشورهای جنگ طلب که تمام تلاششان را صرف انحراف افکار عمومی جهانی از مقولات حقوق بشری به جریان هسته ای ایران ، می کنند .
11 - اپوزیسیون نمای ضعیف خارجی که مبارزه سیاسی را به ابتذال کشانده و هرگز امکان وحدت و همبستگی را بر نمی تابد .
12 - تجزیه طلب ها از نوع ترک ( آذری ) و ترکمن و بلوچ و عرب و کرد و ... که اساساً هیچ اعتقادی به دموکراسی و انتخاب آزاد مردم ایران ندارند .
13 - گروه ها و سازمانهای ایدئولوژیک نظیر مجاهدین خلق و جندالله که ضمن وابستگی شدید مالی به مراکز مشکوک خارجی ، دست به مبارزه مسلحانه زده و همواره بهانه سرکوب خواستهای بر حق آزیخواهانه مردم را در اختیار رژیم قرار می دهند .
14 - دیکتاتوری های ریز و درشت منطقه ای و فرا منطقه ای نظیر سوریه و کوبا و ونزوئلا و عربستان و ... که با وجود داشتن اختلافات عمده در منش سیاسی و اعتقادات ایدئولوژیک با رژیم آخوندی حاکم بر ایران ، حداقل بر سر امر سرکوب مردم همواره اشتراک نظر داشته و در این راستا از گرفتن و ارائه هیچ کمکی فروگزار نکرده و نمی کنند .
15 - انسان های ساده لوح و منفعت طلب که در زندگی گیاهی شان ، به هیچ چیزی غیر از منافع شخصی و خوشگذرانی های مقطعی نمی اندیشند .
...
به نظر می آید این لیست محدود به همینجا نبوده و لازم است توسط شما تکمیل گردد .
در خاتمه لازم می دانم یادآوری کنم که با همزمان با توسعه این لیست ، دامنه مبارزه آزادیخواهان واقعی گسترده تر و گسترده تر شده و جبهه های متعددی بر روی مبارزان راه آزادی ایران گشوده خواهد شد .
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران دموکرات

جمهوری اسلامی و اسرائیل تنها دولت هایی هستند که از تحولات دموکراتیک در منطقه در هراسند

با ادامه تحولات دموکراتیک و سرنگونی رژیم های دیکتاتوری در منطقه ، تنها دو رژیم هستند که از نتایج این تحولات در هراسند : رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و اسرائیل !
برای این هراس نیز ، هر کدام از این نظام ها نیز دلائل خاص خود را دارند :
دولت اسرائیل که مدت هاست خود را بعنوان تنها دموکراسی در منطقه خاور میانه معرفی می کند همه گاه از ناحیه وجود نظامهای دیکتاتوری در منطقه سود برده است ، از یک طرف بدلیل اینکه این نظامهای دیکتاتوری ، با بستن گلوی مردم و خفه کردن هر صدای مخالفی ، همواره با معرفی کردن اسرائیل بعنوان دشمن اصلی ملت خود ! دست به اقدامات تروریستی پشت پرده زده و با ناامن جلوه دادن منطقه امکان توجیه عملیات نظامی و قتل عام مردم بدبخت فلسطین را برای اسرائیل مهیا کرده اند و از طرف دیگر این رژیم ها همواره در خفا با اسرائیل نرد عشق باخته اند و در قبال دادن تضمینات امنیتی در مرزهای خود ، دولت اسرائیل را در ادامه جنایاتش به حال خود رها کرده و به او این اجازه را داده اند تا با تأکید بر همان داستان قدیمی تنها حکومت دموکراتیک در منطقه برای خود اعتبار و آبروی جهانی کسب کرده و از حمایت کشورهای غربی برخوردار شود . به این دلائل و - احتمالاً - دلائل عدیده دیگر است که با افزایش موج نارضایتی عمومی در منطقه ، اسرائیل دیگر احساس امنیت نمی کند چرا که در هراس است که در بستر یک نظام دموکراتیک در کشورهایی نظیر مصر و سوریه ، مردم بتوانند با دلائل منطقی ، روند فعلی تحولات در فلسطین را به چالش کشیده و با فشار بر مجامع جهانی ، اسرائیل را وادار به پذیرش تعهدات بین المللی خویش کرده و او را به پشت مرزهای سال 67 برگردانده و غائله را تمام کنند .
و اما نظام ولایت فقیه در ایران !
این نظام نیز که خود در صدر رژیم های دیکتاتوری در جهان است ، از آن در هراس است که تحولات موجود در کشورهای منطقه بتواند مردم ایران را دوباره به صحنه آورده و موجودیتش را در معرض خطر قرار دهند . تأثیر متقابلی که اعتراضات مردمی در کشورهای مختلف بر روی هم می گذارند هیچگاه از نظر حاکمان نظام ولایت فقیه ( یا همان باصطلاح جمهوری اسلامی ) پنهان نبوده و نخواهد بود و دقیقاً به همین دلیل است که این روزها - و به رغم کشتار مردم در شهرهای مختلف سوریه - هیچ خبری از این جنایات در رسانه های وابسته به رژیم منعکس نمی شود ، تو گویی انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است . رژیم خوب می داند که پایان عمر اینگونه نظامها در جهان و در منطقه نزدیک است و دیر نیست روزی که در پی دیکتاتورانی چون بن علی و مبارک و علی عبدالله صالح و قذافی و بشار اسد و ... ، خامنه ای و نظام ولایت فقیه نیز به زباله دانی تاریخ انداخته شود .
اینجاست که می بینیم چگونه منافع دو رژیم جمهوری اسلامی و اسرائیل ، به رغم همه دشمنی های ظاهری ، بر هم منطبق شده و تحولات سوریه را بر نمی تابند .
آینده ، بزودی بر همگان روشن خواهد کرد که عمر رژیم های واپس گرا و ایدئولوژیک چه از نوع اسرائیلی آن و چه از نوع ولایت فقیهی اش به اتمام رسیده است و دیر یا زود ، آرامش به منطقه باز خواهد گشت . در این میان تکلیف گروههای تروریستی وابسته چون حزب الله لبنان و حماس که نان خود را همواره به خون مردم بیگناه منطقه آغشته کرده و بر طبل خشونت کوبیده اند و هرگز در راه صلح قدم برنداشته اند ، روشن خواهد شد .
زنده باد آزادی
پانیده باد ایران آزاد

Thursday, July 28, 2011

حتا مسیحیان هم در نماز جمعه سوریه شرکت می کنند

یک زن فعال سیاسی در مصاحبه با برنامه افق صدای آمریکا : حتا مسیحیان هم در نماز جمعه سوریه شرکت می کنند
به این جمله بیندیشید و ببینید چه پیامی از آن می گیرید

Monday, July 25, 2011

بدردبخور ترین جمله ای که خمینی در تمام طول عمرش گفت : نظامیان در سیاست دخالت نکنند !

در طول ده سال اول رژیم ، خمینی حرفهای زیادی زد و به مناسبتهای مختلفی اظهار نظر کرد .
به باور من اگر قرار باشد که از میان آن همه اظهارنظرها ( که در قالب وصیتنامه خمینی ثبت و ظبط شده اند ) یک جمله بدردبخور را انتخاب کنیم ، به موضوع مربوط به دخالت نظامیان در امر سیاست می رسیم . آنجا که خمینی گفت :
" نه تنها وصیت اكید من به قوای مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ وقوای مسلح مطلقاً ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند.
در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است كه اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند كه - بی اشكال به تباهی كشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شورای رهبری است كه باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا كشور از آسیب در امان باشد. "
حال می بینیم علیرغم صراحت آشکاری که در این عبارت هست ، مدعیان پیروی راه خمینی ، تا چه اندازه به توصیه های خمینی که ادعای پیروی راهش را دارند عمل می کنند

در کشوری که اداره کنندگانش یا مالیخولیایی هستند یا جنایتکار! تجاوز گروهی و قتل خیابانی و کودک آزاری و ... جای تعجب است ؟

این روزها کشور بیچاره ما ، بقول معروف : گل بود و هر روز به سبزه ای جدید آراسته می شود !
یا به تعبیری زیباتر : هر دم از این باغ بری می رسد ، تازه تر از تازه تری می رسد !
روزی نیست که شاهد خبری در مورد قتل خیابانی ، تجاوز گروهی به جان و مال و ناموس مردم ، کودک آزاری ، اسید پاشی ، چاقو کشی ، اعدام خیابانی و و و نباشیم !
این عوارض اجتماعی چیزی نیستند به جز نتیجه مستقیم سالها حاکمیت کسانی که یا به مالیخولیا دچارند یا جنایتکاری بالفطره و بی رحمند ، یا دروغگو و کلاش اند یا دزد و چپاولگر جان و مال و ناموس مردم !
براستی در کشوری که :
- رهبرش علی خامنه ای مالیخولیایی
- رئیس جمهور کودتایی اش احمدی نژاد دیوانه و دروغگو و ناقص العقل
- نماینده و رئیس مجلسش امثال رسایی و حسینیان و نظری و علی لاریجانی ، این دزدان و بی غیرتان و مزدوران
- رئیس قوه قضائیه و قضاتش امثال لاریجانی دلقک مآب کاسه لیس دستبوس و محسنی اژه ای و مرتضوی جنایتکار و روانی
- رئیس شورای نگهبانش جنتی بیسواد و تاریخ مصرف گذشته
- امام جمعه اش احمد خاتمی ، این گاو به تمام معنا
- مسئولین دستگاههای نظامی و انتظامی اش امثال فیروزآبادی و جعفری و رادان و احمدی مقدم و نقدی و ... که مظاهر حماقت و سبعیت اند و وجودشان اسباب ناامنی خلق است
- و مسئولین و دست اندرکاران حکومتی و دولتی اش امثال رحیمی و مشایی و کردان و علی آبادی و غیره و غیره که کاری جز جعل و
حقه بازی و دزدی و غارت اموال و آبروریزی ندارند .
هستند ، دیگر از مردم بدبخت و فلک زده کوچه و خیابان که همیشه با فقر و اعتیاد و بیکاری و ناامنی و جنگ و خشونت و عزا و حقه و دروغ و فحشا و زندان و تجاوز و قتل و اعدام و خشونت سیستماتیک دولتی ... دست به گریبانند ، چه انتظاری می رود ؟
براستی در کشوری که اداره کنندگانش یا مالیخولیایی هستند یا جنایتکار! تجاوز گروهی و قتل خیابانی و کودک آزاری و ... جای تعجب است ؟

Thursday, July 21, 2011

روسیه در پاسخ خوش خدمتی ای که سال 88 را به دولت کودتایی کرد، یک تو دهنی جانانه از احمدی نژاد خورد. نوش جانش

امروز احمدی نژاد پاسخ درخوری به خوش خدمتی روسیه داد . احمدی نژاد که در جریان یکی دیگر از خیمه شب بازی های پوپولیستی اش تحت عنوان سفرهای استانی ، در کرمان بسر می برد در پاسخ به پیشنهاد روسیه مبنی بر همکاری گام به گام جهان غرب با نظام ولایت فقیه ( جمهوری اسلامی ) در راستای حل بحران اتمی رژیم ، گفت : جمهوری اسلامی گام خود را در قالب همکاری با آژانس برداشته است و اینک نوبت دیگران است که گام خود را بردارند ! بعید می دانم که احمدی نژاد منظور روسیه را از این پیشنهاد نگرفته باشد و نداند که بنا بر پیشنهاد روسیه ، این جمهوری اسلامی است که باید گام اول را در راستای شفاف سازی فعالیت های اتمی مشکوکش بردارد اما مطابق معمول با انحراف افکار عمومی ، دقیقاً بر خلاف نیت اصلی کشور دوست و برادرش روسیه عمل کرد و خود را به نفهمی زد . صرف نظر از پیامدها و عواقب این اظهارات احمدی نژاد که قطعاً واکنش منفی کشورهای درگیر در بحران هسته ای را بدنبال خواهد داشت از یک بابت خوشحالم : روسیه پاسخ خوش خدمتی خود را در بر سر کار آوردن دولت کودتایی و حمایت های عجیب و غریب خود را از این رژیم بصورت یک تودهنی محکم دریافت کرد و اعتبار جهانی اش را بیش از پیش از دست داد . این باید درس عبرتی باشد برای سایر دولتهایی که تنها به انگیزه منافع مالی و اقتصادی خود با حکومت های دیکتاتوری عقد اخوت می بندند و با پشت پا زدن به خواست مردمی این کشورها ، همکاری ملل را در پای همکاری دولت ها قربانی می کنند . قطعاً در آینده یک ایران آزاد ، سابقه سیاه رژیم روسیه از یادها نخواهد رفت و آنجاست که دولت هایی نظیر روسیه باید در قبال از دست دادن مزایای همزیستی با کشورهای منطقه ، به افکار عمومی خود پاسخگو باشند .

Wednesday, July 20, 2011

بدبختی ما زمانی شروع شد که شعار غیر ایرانی " الله اکبر " را جایگزین "اعلام هویت ملی" مان کردیم

لطفاً به کسی برنخورد ... با شما درد دلی دارم : من هم مانند شما درد کشیده تمام این سالهای رنج و بدبختی هستم . آنچه را هم در عنوان این مطلب نوشته ام به قضایای دیروز و امروز بر نمی گردد . ریشه ای حداقل 33 ساله دارد . یعنی همان زمان که پدران و مادران ما بدون آنکه بدانند چه نمی خواهند و چه می خواهند کور کورانه به خیابان ریختند و نظامی را جایگزین نظامی دیگر کردند . نظامی که در همان ابتدای راه ، ابتدایی ترین حقوق انسانی شان را در قالب ولایت فقیه و تقلید و پیروی از رهبر و ... به هیچ انگاشت و با تکیه بر شرایط روز و سوءاستفاده از فرصت طلایی ای که جنگ در اختیارش گذاشته بود ، پایه های موجودیت منحوسش را هر روز محکمتر و محکمتر کرد . و عجبا که ما هنوز هم بجای تکیه بر هویت ملی خودمان که ریشه در گوشت و پوست و استخوان مان دارد ، و بجای فریاد کردن شعارهایی با مضمون نابودی دیکتاتور و آزادی و دموکراسی ( چنانچه در همه جای دنیا مرسوم است ) فقط به شعار " الله اکبر " بسنده کرده ایم و غافلیم که شخص دیکتاتور و نوکران و عوامل و مزدورانش بیش از ما به این شعار تکیه دارند و آن را تکرار می کنند .
خوب است که همیشه بدانیم داریم چه کار می کنیم !
زنده باد آزادی
پاینده باد ایران